فریادهای بهار عربی کتاب فریادهای بهار عربی اثر اسعد الصالح، کوششی است برای بازنمایی آنچه در در کشورهای عربی رخ داد. پیشگفتار کتاب با دیدی کلان به وضعیت نظامهای سیاسی منطقه، نقش میراث استعمار و چرایی انفجارهای مردمی میپردازد و اشاره میکند که از اواسط دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۱ کمتر اتفاق پر شور و امیدی ناشی […]
فریادهای بهار عربی
کتاب فریادهای بهار عربی اثر اسعد الصالح، کوششی است برای بازنمایی آنچه در در کشورهای عربی رخ داد. پیشگفتار کتاب با دیدی کلان به وضعیت نظامهای سیاسی منطقه، نقش میراث استعمار و چرایی انفجارهای مردمی میپردازد و اشاره میکند که از اواسط دهه ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۱ کمتر اتفاق پر شور و امیدی ناشی از انقلاب رخ داده؛ تا زمانی که شعله بوعزیزی در تونس فضا را دگرگون ساخت. در ادامه، نویسنده با گردآوری روایتهای دستاول از فعالان، معترضین و شهروندان عادی، ابعاد سیاسی، اجتماعی و انسانی بهار عربی را بهتصویر میکشد.
کتاب در پیشگفتار خود توضیح میدهد که تقریباً در حدود نیمقرن ملتهای خاورمیانه در سکونی همراه با خفقان زیستهاند؛ دیکتاتورها با آسودگی حکومت میکردند تا اینکه خودسوزی محمد بوعزیزی در تونس در ۱۷ دسامبر ۲۰۱۰ جرقهای زد که به زنجیرهای از اعتراضها در تونس، مصر، لیبی، یمن و سوریه انجامید. اسعد الصالح این رویدادها را نه صرفاً حادثههای منفرد، بلکه نماد انباشت نارضایتیهای ساختاری اقتصادی، اجتماعی و سیاسی میداند و به نقش شبکههای اجتماعی و ارتباطات دیجیتال در جهانیکردن صدای اعترض اشاره میکند.
ساختار و سبک کتاب
کتاب تلفیقی از فصلهای توضیحی و مجموعه روایتهای اولشخص است. ابتدا زمینههای تاریخی و ساختاری، نقش استعمار، مرزبندیهای ساختگی، وابستگیهای منطقهای و روابط دولتهای عرب با قدرتهای غربی شرح داده میشود. سپس هر فصل بهصورت میدانی و روایتمحور به یکی از کشورهای مرکز بحران (تونس، مصر، لیبی، یمن، سوریه) اختصاص مییابد: روایتهایی از معترضان، فعالان مدنی، دانشجویان و افرادی که بعدها نسبت به مسیر انقلابها دچار تردید یا پشیمانی شدند. زبان کتاب ساده، نزدیک به گفتار روزمره و در عین حال تأثیرگذار است؛ خواننده را از تحلیلهای کلی به تجربه روزمره مردم میبرد.
ایده و پیام اصلی
پیام محوری الصالح این است که بهار عربی را نمیتوان با معیارهای صرفاً سیاسی یعنی پیروزی یا شکست سنجید. این موج اعتراضی یک تجربه جمعی انسانی بود که رابطه مردم با قدرت را دگرگون کرد. چند نکته کلیدی در این کتاب مدنظر نویسنده است:
- انقلابها نتیجه انباشتی از بحرانهای ساختاری بودند؛ نه تنها یک حادثه منفرد.
- رسانههای نوین و فضای دیجیتال صدای افراد عادی را به سطح ملی و بینالمللی رساندند و امکان بسیج سریع را فراهم کردند.
- هر روایت شخصی حاملِ لایههای عاطفی امید، ترس و دلسردی است که به تحلیلهای خُردِ تاریخ معنی میدهد.
- حتی در مواردی که گذار سیاسی به شکست انجامید یا به جنگ داخلی کشیده شد، تأثیر اجتماعی و روانشناختی جنبشها پابرجا ماند و حافظه جمعی را تغذیه کرد.
فصول کلیدی (مروری بر روایتها)
- تونس
روایت فصل تونس با خودسوزی محمد بوعزیزی در سیدی بوزید آغاز میشود؛ جوان دستفروشی که پس از توقیف گاریاش و تحقیر توسط مأموران و تجربه خشونت پلیس، خود را به آتش کشید. مرگ او شعله اعتراضاتی را روشن کرد که رژیم وقت را ساقط ساخت.
- مصر
فصل مصر حول خیزش ۲۵ ژانویه ۲۰۱۱ میچرخد؛ نماد «همه ما خالد سعید هستیم» و تجمع عظیم در میدان تحریر. روایتها از جنس گزارش میدانی حضور در میدان، سازمانیابی شبکهای و تجربه سرکوب و سپس محاکمه مبارکاند؛ تجربهای که هم سرشار از امید اولیه و هم از حس تلخ ناامیدی و تداوم مبارزه است.
- لیبی
دستگیری فتحی تربل و اعتراض خانوادههای قربانیان ابوسلیم جرقهای در بنغازی بود که به موجی علیه معمر قذافی تبدیل شد.
- یمن
یمن، فقیرترین کشور عرب، با ترکیب فقر، بیکاری و فساد روبرو بود. فصل مربوطه روایت آغاز قیام ۱۴ ژانویه ۲۰۱۱، ایستادگی علیه علی عبدالله صالح و سرانجام کنارهگیری او در ۲۳ نوامبر ۲۰۱۱ را با صدای فعالان محلی روایت میکند.
- سوریه
قیام سوریه از دستگیری و رفتار خشونتآمیز با نوجوانان در درعا آغاز شد. سرکوب خونین تظاهرات، قتل معترضان و سپس تقویت خشونت به شکل جنگ داخلی، فصل سوریه را از سایر کشورها متمایز و تراژیک میسازد.
مفاهیم کلیدی کتاب
این پدیدهها نشان میدهند که تحولات اجتماعی و سیاسی اغلب نه بر اثر یک عامل منفرد، بلکه در نتیجه تلنگری کوچک در بستر فشاری انباشته رخ میدهند؛ جایی که یک رویداد بهظاهر محدود، به دلیل تراکم نارضایتیهای ساختاری، به فورانی جمعی بدل میشود. در چنین شرایطی، سیاست خیابان جایگزین سازوکارهای رسمی میگردد و عرصهی کنش سیاسی از نهادها به میدانها، خیابانها و اجتماعهای مردمی منتقل میشود؛ فضایی که در آن صداهای بهحاشیهراندهشده امکان بروز مییابند. با این حال، این تحولات اغلب در چارچوب یک گذار ناتمام رخ میدهند؛ بهگونهای که حتی پس از سرنگونی رژیمهای اقتدارگرا، میراث دیکتاتوری در قالب ضعف جامعه مدنی، نهادهای ناکارآمد و الگوهای بازتولید قدرت به حیات خود ادامه میدهد. در این میان، توجه به صدای افراد و بُعد انسانی اهمیت مضاعف مییابد، زیرا روایتهای اولشخص پنجرهای به انگیزهها، ترسها و امیدهای مردم میگشایند و با افزودن عنصر انسانی، تحلیلهای کلان و ساختاری را عمیقتر و معنادارتر میسازند.
پیام نهایی و اهمیت کتاب
فریادهای بهار عربی اثری است که تاریخ سیاسی رویدادهای بهار عربی را با تجربههای شخصی و ملموس انسانی پیوند میزند. الصالح نشان میدهد که بهار عربی فراتر از یک رشته حوادث سیاسی بود؛ این جریان صدای جمعیای بود که مطالبات کرامت، عدالت و مشارکت سیاسی را فریاد زد. هرچند نتیجه سیاسی در بسیاری از نقاط ناامیدکننده یا تراژیک بوده است، اما تغییر در آگاهی جمعی و حافظه اجتماعی منطقه بیصدا نمانده است. این کتاب به خواننده امکان میدهد که رویدادها را از منظر کسانی ببیند که زندگیشان تحت تأثیر مستقیم انقلابها قرار گرفت و از همینرو برای هر خوانندهای که میخواهد چرایی و چگونگی بهار عربی را بهطور انسانی و تحلیلی بفهمد، منبعی ارزشمند است.
نظرات
ارسال دیدگاه برای این نوشته بسته می باشد.