بررسی هویت قومی و هویت ملی در افغانستان (در دانشگاه‌های افغانستان)

بررسی هویت قومی و هویت ملی در افغانستان (در دانشگاه‌های افغانستان)
دی 11, 1404
133 بازدید

مقدمه هویت یکی از مهم‌ترین مباحث قرن گذشته به‌شمار می‌رود. هرچند می‌توان تاریخ مسئله‌گون بودن هویت را هم‌زمان با تاریخ بشر دانست، اما طرح علمی و نظریه‌پردازی نظام‌مند درباره هویت از ویژگی‌های جوامع مدرن است. گسترش مفهوم جهانی‌شدن، رشد فناوری‌های ارتباطی، تحولات اقتصادی و پدیده مهاجرت در جهان معاصر موجب دگرگونی‌های بنیادین در جوامع شده […]

مقدمه

هویت یکی از مهم‌ترین مباحث قرن گذشته به‌شمار می‌رود. هرچند می‌توان تاریخ مسئله‌گون بودن هویت را هم‌زمان با تاریخ بشر دانست، اما طرح علمی و نظریه‌پردازی نظام‌مند درباره هویت از ویژگی‌های جوامع مدرن است. گسترش مفهوم جهانی‌شدن، رشد فناوری‌های ارتباطی، تحولات اقتصادی و پدیده مهاجرت در جهان معاصر موجب دگرگونی‌های بنیادین در جوامع شده است؛ دگرگونی‌هایی که تمامی ابعاد زندگی اجتماعی را تحت تأثیر قرار داده‌ است. هویت ملی در افغانستان همواره یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین مسائل به‌شمار آمده است.

از یک‌سو، تنوع زبانی، قومی، فرهنگی و دینی مردم افغانستان و از سوی دیگر، شباهت‌های قومی، مذهبی و زبانی مردم این سرزمین با مردم کشورهای همسایه، همراه با چالش‌ها، جنگ‌ها، پراکندگی و ویرانی‌های گسترده، سبب شده است که هویت ملی در این قلمرو به‌طور کامل شکل نگیرد. این امر یکی از مهم‌ترین دلایل نبود انسجام و همبستگی ملی در افغانستان محسوب می‌شود. افزون بر این، تنوع قومی، مذهبی و زبانی مردم افغانستان و وجود گروه‌های قومی هم‌ریشه در آن سوی مرزها که اشتراکات فرهنگی گسترده‌ای با مردم افغانستان دارند، باعث گرایش بخشی از جامعه افغانستان به بیرون از مرزهای ملی شده است.

در سایر کشورها، هویت ملی موجب انسجام، وحدت و همبستگی شده و زمینه پیشرفت و توسعه را فراهم آورده است؛ بنابراین ضعف هویت ملی مسئله‌ای است که در صورت بی‌توجهی، می‌تواند به تعارض، گسست اجتماعی و عقب‌ماندگی در افغانستان بینجامد. هویتی که در گذشته نسبتاً ثابت تلقی می‌شد، امروزه به‌طور مداوم در حال تغییر، تحول و حتی بحران است. این بحران هویت، همچون سایر پدیده‌های اجتماعی معاصر، ماهیتی جهانی دارد و بنابراین تنها کشورهای پیشرفته را دربرنمی‌گیرد، بلکه یکی از مهم‌ترین مسائل کشورهای توسعه‌نیافته نیز به‌شمار می‌آید.

کشورهای مختلف جهان برای حفظ وحدت و انسجام ملی که شرط اساسی ایجاد امنیت در جامعه تلقی می‌شود و برای پیشبرد اهداف و سیاست‌های گوناگون خود، ناگزیر بر مسئله هویت ملی واحد تأکید می‌ورزند. دستیابی به این وحدت از طریق تاریخ، فرهنگ، سنت‌ها، منافع و تعلقات مشترک یک ملت امکان‌پذیر است. اهمیت این موضوع تا آنجاست که کشورهایی مانند ایالات متحده آمریکا که از پیشینه تاریخی طولانی برخوردار نیستند و مردم آن نیز ریشه‌های ملی، قومی و فرهنگی یکسانی ندارند، از طریق برنامه‌ریزی به هویت‌سازی روی آورده‌اند. شاید تجربه این جوامع موجب شده است که اندیشمندان بر این باور باشند که مفهوم “ملت” محصول دوران مدرن است و دولت ـ ملت‌های مدرن آن را ساخته و بازتولید کرده‌اند.

گروه‌های قومی، زبانی، فرهنگی و اجتماعی همواره در پی آن هستند که خود را در یک نظام اجتماعی بزرگ‌تر ادغام کرده و به آن شکل دهند؛ در حالی‌که نخبگان آن‌ها می‌کوشند با تأکید بر وابستگی‌ها و ویژگی‌های گروهی، هویت قومی خود را حفظ و بازتولید کنند. عوامل و تحولات متعددی وجود دارد که موجب تغییر در سطوح هویتی این گروه‌ها می‌شود و به شکل‌گیری گونه‌هایی از ملی‌گرایی قومی می‌انجامد که در پی حفظ هویت قومی و جلوگیری از همانندسازی یا ادغام با سایر گروه‌ها هستند. از این‌رو، هرچه یک گروه قومی منسجم‌تر باشد، از وحدت بیشتری برخوردار خواهد بود و به منبعی برای قدرت اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل می‌شود و بهتر می‌تواند هویت خود را بازنمایی نماید.

بیشتر اندیشمندانی که در این زمینه درباره افغانستان پژوهش انجام داده‌اند، بر این باورند که در این سرزمین، دولت ـ ملت و هویت ملی هنوز به‌طور کامل شکل نگرفته و شکاف‌های فعال قومی ـ قبیله‌ای و امکان بروز تعارض و درگیری همچنان وجود دارد.

دولت افغانستان باید برای رفع موانعی که مانع شکل‌گیری هویت ملی شده و موجب تعمیق شکاف‌های قومی می‌شود، راه‌حل‌هایی بیابد. در وضعیت کنونی، افغانستان کشوری است که هویت ملی در آن بسیار ضعیف و شکننده است. در واقع، هویت مجموعه‌ای از میراث‌ها و تعلقاتی است که به فرد یا جمعی خاص تعلق دارد. هویت در سرزمینی گسترده به نام افغانستان دارای ابعاد جغرافیایی، زبانی، دینی و قومی است؛ با این حال، روشن است که هویت قومی نقش پررنگ‌تری در شکل‌دهی به رفتارها ایفا می‌کند. در جامعه افغانستان، افراد از آغاز در موقعیت‌های یکسانی قرار ندارند و معیارهای طبقه‌بندی، از جمله ویژگی‌های قومی و خویشاوندی، تأثیر بسزایی بر جایگاه اجتماعی آنان دارد.

در افغانستان، ضعف یا قوت هویت ملی به‌شدت به عنصر قومیت وابسته است. برای شکل‌گیری هویت ملی، وجود ارزش‌های انتزاعی و فراگیر ضروری است؛ اما این ارزش‌ها به دلایل مختلف در افغانستان شکل نگرفته‌اند. ارزش‌های برخاسته از نظام اقتصادی غیر فئودالی که شالوده و زیربنای هویت ملی به‌شمار می‌روند در این جامعه به‌وضوح قابل مشاهده نیستند. نظام اقتصادی فئودالی، ساختارها، نهادها، ارزش‌ها و هنجارهای متناسب با خود را تولید می‌نماید. در چارچوب فئودالیسم، هویت ملی شکل نمی‌گیرد؛ ازاین‌رو، باید هویت افغان را به‌شدت متأثر از قومیت دانست.

هویت ملی در بستر ساختار اجتماعی

در این پژوهش، هویت ملی به‌عنوان پدیده‌ای چندبعدی و متأثر از عوامل گوناگون اجتماعی، فرهنگی و ساختاری در نظر گرفته شده است. استرایکر با تأکید بر برجستگی هویت، هویت را پیوندی میان فرد و ساختار اجتماعی می‌داند و معتقد است افراد بر اساس موقعیت خود در ساختار اجتماعی، هویت‌های مختلفی را در سلسله‌مراتبی از اهمیت سامان می‌دهند. هویتی که در مرتبه بالاتری قرار گیرد، نقش تعیین‌کننده‌تری در کنش‌ها و نگرش‌های فرد خواهد داشت. بر این اساس، در این مطالعه انواع هویت‌های مؤثر بر زندگی دانشجویان شناسایی شده و هویت‌های قومی، دینی و جهانی به‌عنوان متغیرهای مرتبط با هویت ملی وارد مدل تحلیلی شده‌اند. همچنین، با توجه به شرایط اجتماعی و میزان محدودیت‌های ساختاری، تعهد افراد به هویت ملی می‌تواند تقویت یا تضعیف شود؛ به‌گونه‌ای که افزایش محدودیت‌های معنا‌بخش اجتماعی، تعهد به هویت ملی را کاهش داده و کاهش این محدودیت‌ها، آن را تقویت می‌کند.

در کنار این رویکرد، دیدگاه گیدنز بر نقش مدرنیته متأخر و جهانی‌شدن در تحول هویت تأکید دارد. از منظر او، هویت شخصی و اجتماعی امری ثابت و از پیش‌تعیین‌شده نیست، بلکه فرآیندی پویا، سیال و بازاندیشانه است که در تعامل مداوم فرد با جهان اجتماعی شکل می‌گیرد. گیدنز معتقد است گسترش رسانه‌ها و ارتباطات جهانی، مرز میان امر محلی و جهانی را کمرنگ کرده و سبک‌های زندگی را به عامل اصلی شکل‌دهنده هویت تبدیل کرده است. بر همین اساس، این پژوهش سبک زندگی را به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی وارد مدل مفهومی کرده و آن را در دو بعد سبک زندگی فرهنگی ـ فراغتی و سبک زندگی اجتماعی ـ مشارکتی بررسی می‌کند. فرض اصلی این است که گرایش به سبک‌های زندگی فرهنگی ـ فراغتی می‌تواند تعهد به هویت ملی را تضعیف کند، در حالی‌که مشارکت اجتماعی و سبک زندگی مشارکتی، زمینه تقویت هویت ملی را فراهم می‌سازد.

نتایج

در پژوهش حاضر، هویت ملی دانشجویان دانشگاه کابل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که متغیرهای جنسیت، زبان، مذهب و وضعیت تأهل هیچ رابطه معناداری با هویت ملی در میان گروه‌های قومی مختلف ندارند، اما نوع قومیت و سن به‌طور کلی با هویت ملی رابطه معنادار دارند. همچنین، میانگین هویت ملی مردان در تمام گروه‌ها بالاتر از زنان گزارش شد که با پژوهش‌های پیشین نیز همسو است.

بر اساس نظریه استرایکر، محدودیت ساختارهای اجتماعی معنا‌بخش، تعهد به هویت ملی را کاهش داده و کاهش این محدودیت‌ها، تعهد به هویت ملی را افزایش می‌دهد. یافته‌های پژوهش نشان داد که عواملی مانند سن، جنسیت و زبان که تحت تأثیر محدودیت‌های ساختاری کمتری هستند، تأثیر بیشتری بر شکل‌گیری هویت ملی دارند. همچنین، افزایش تعهد به هویت ملی می‌تواند تعهد به هویت‌های قومی، دینی و جهانی را کاهش دهد، در حالی‌که کاهش تعهد به هویت ملی، گرایش به هویت‌های متعدد را افزایش می‌دهد.

نتیجه‌گیری

افغانستان به‌عنوان یک کشور چندقومی، در طول تاریخ پرآشوب خود همواره صحنه‌ای برای بروز تنش‌های قومی بوده است. ملی‌گرایی در دو شکل ظهور می‌یابد: ملی‌گرایی مثبت که برای دستیابی به استقلال و وحدت ملی به کار می‌رود و ملی‌گرایی منفی که مبتنی بر برتری‌جویی و نژادپرستی است. متأسفانه، افغانستان همواره تجربه ملی‌گرایی منفی را داشته است؛ در تاریخ سیاسی این کشور، گروه‌های قومی مسلط، بر اساس ایدئولوژی نژادپرستانه بر سرزمین حکمرانی کرده و دیگر اقوام را سرکوب کرده‌اند. این کشور همچنان دارای چهره‌ای قومی است و در برخی استان‌ها و مناطق شهری، تقسیمات قومی آشکار است. ساختار قدرت سیاسی از زمان احمدشاه ابدالی تاکنون تحت تأثیر قومیت بوده است. قومیت پایه و اساس تمام اقدامات سیاسی در کشور است. به‌طور کلی، می‌توان گفت افغانستان به‌شدت از فقدان هویت ملی و جمعی پذیرفته‌شده توسط تمام اقوام کشور رنج می‌برد.

با توجه به اینکه این پژوهش بیشتر بر ابعاد اجتماعی و فرهنگی مرتبط با هویت ملی تمرکز دارد، پیشنهادات ارائه‌شده نیز عمدتاً در حوزه‌های اجتماعی ـ فرهنگی و تقویت هویت ملی متمرکز شده است. با توجه به اهمیت هویت دینی در ارتباط با هویت ملی در هر گروه قومی و همچنین با توجه به اینکه اکثریت مطلق جامعه افغانستان مسلمان هستند، تأکید بر این عنصر مشترک هویت ملی و برجسته کردن آن بر نقاط اختلافی مانند هویت قومی، ملیت و مذهب می‌تواند هویت ملی در کشور را تقویت کند.

در حوزه سرمایه اجتماعی، پیشنهاد می‌شود ارتباطات اجتماعی میان افراد با قومیت‌های مختلف از طرق گوناگون بهبود یابد تا:
– شناخت مردم از سایر قومیت‌ها و فرهنگ‌ها افزایش یابد.

– اعتماد عمومی و بین‌گروهی همراه با اعتماد خاص و درون‌گروهی افزایش یابد.

– سرمایه اجتماعی افراد تقویت شود تا هویت ملی بر هویت قومی غلبه نموده و زمینه توسعه، پیشرفت و انسجام فراهم گردد.

همچنین پیشنهاد می‌شود با بهبود کیفیت و کمیت نهادهای علمی و فرهنگی در دانشگاه‌ها و تشویق افراد به عضویت در این نهادها، روابط اجتماعی میان دانشجویان با ملیت‌های مختلف برقرار شود و در نتیجه هویت ملی و تحمل اجتماعی تقویت گردد. افزایش ارتباطات اجتماعی باعث افزایش سرمایه اجتماعی برون‌گرا و شکل‌گیری حس اجتماع، هویت جمعی و انسجام بیشتر خواهد شد و هویت فراتر از هویت فردی یا خاص خواهد شد.

با توجه به اهمیت سبک‌های زندگی اجتماعی ـ مشارکتی در هویت ملی دانشجویان، این مطالعه پیشنهاد می‌کند برنامه‌های درسی و فوق‌برنامه‌ای دانشگاه‌ها به سبک‌های اجتماعی ـ مشارکتی تبدیل شوند تا تعهد و مسئولیت جمعی دانشجویان افزایش یابد و آن‌ها از حالت انزواطلبانه و فردگرایانه شدید نجات یابند. ارتقای سبک زندگی اجتماعی ـ مشارکتی همچنین منجر به افزایش سرمایه اجتماعی دانشجویان شده و گرایش آن‌ها به هویت‌های چندگانه و گسترده‌تر را تقویت می‌نماید.

 

مرجع: برای دیدن مرجع اینجا کلیک کنید!

این متن صرفا جهت اطلاع‌رسانی و انعکاس دیدگاه‌های پژوهشگران و منابع مختلف منتشر شده و انتشار آن به معنای تایید کامل محتوا از سوی مرکز مطالعات راهبردی باختر نیست.