ارزیابی امکان‌سنجی و پیامدهای گسترش کریدور اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان

ارزیابی امکان‌سنجی و پیامدهای گسترش کریدور اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان
آذر 30, 1404
191 بازدید

در تابستان ۲۰۲۱، توجه جهانی بار دیگر به افغانستان معطوف شد؛ زیرا لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر این کشور در حال رقم خوردن بود. پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامی، ایالات متحده و نیروهای ناتو خروج خود را تکمیل کردند. خروج آخرین هواپیمای آمریکایی از میدان هوایی بگرام، نه تنها نماد پایان یک حضور نظامی، بلکه بیانگر بسته شدن فصلی پر از منازعه شدید، مداخله خارجی و تجربه‌های آسیب‌پذیر سیاسی نیز محسوب می‌شد. در هفته‌های پس از آن، طالبان به‌سرعت قدرت را تثبیت کرده و این انتقال اگرچه به معنای بازگشت ساختارهای حکمرانی داخلی بود، اما هم‌زمان دوره‌ای از عدم‌قطعیت و تلاش دوباره برای بازسازی کشوری جنگ‌زده را نیز رقم زد.

مقدمه
در تابستان ۲۰۲۱، توجه جهانی بار دیگر به افغانستان معطوف شد؛ زیرا لحظه‌ای سرنوشت‌ساز در تاریخ معاصر این کشور در حال رقم خوردن بود. پس از نزدیک به دو دهه حضور نظامی، ایالات متحده و نیروهای ناتو خروج خود را تکمیل کردند. خروج آخرین هواپیمای آمریکایی از میدان هوایی بگرام، نه تنها نماد پایان یک حضور نظامی، بلکه بیانگر بسته شدن فصلی پر از منازعه شدید، مداخله خارجی و تجربه‌های آسیب‌پذیر سیاسی نیز محسوب می‌شد. در هفته‌های پس از آن، طالبان به‌سرعت قدرت را تثبیت کرده و این انتقال اگرچه به معنای بازگشت ساختارهای حکمرانی داخلی بود، اما هم‌زمان دوره‌ای از عدم‌قطعیت و تلاش دوباره برای بازسازی کشوری جنگ‌زده را نیز رقم زد.
موقعیت جغرافیایی افغانستان، اهمیت راهبردی قابل‌توجهی به آن می‌بخشد. این کشور که در قلب آسیا قرار گرفته، با شش کشور چین، پاکستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان و تاجیکستان هم‌مرز است و به‌عنوان پلی طبیعی میان جنوب آسیا، آسیای مرکزی و خاورمیانه عمل می‌کند. با وجود مساحت نسبتاً محدود زمین‌های ناهموار و مناطق کوهستانی افغانستان، طی سالیان چالش‌های جدی برای توسعه زیرساخت و اتصال منطقه‌ای ایجاد شده است. با این حال، همین ویژگی جغرافیایی فرصتی عظیم نیز فراهم می‌کند: تبدیل افغانستان به یک کریدور مهم ترانزیتی برای تجارت، انرژی و همکاری‌های میان‌منطقه‌ای.
این فرصت در چارچوب ابتکار کمربند و جاده چین معنای ویژه‌ای پیدا می‌کند. یکی از برجسته‌ترین مؤلفه‌های این ابتکار، کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) است که به‌صورت رسمی در سال ۲۰۱۵ آغاز شد. این کریدور به کاهش کمبود انرژی، بهبود مسیرهای حمل‌ونقل، ایجاد اشتغال و تبدیل پاکستان به یک دروازه راهبردی میان آسیای مرکزی و جنوبی کمک نموده و همچنین نمادی از رابطه مستحکم و پایدار میان چین و پاکستان است.
در این زمینه، افغانستان علاقه فزاینده‌ای به پیوستن به CPEC نشان داده و طالبان نیز به‌طور علنی این گسترش را بسیار مهم دانسته و آمادگی خود را برای همکاری اعلام نموده‌اند. این گسترش می‌تواند دسترسی افغانستان به مسیرهای تجارت منطقه‌ای را فراهم نموده، سرمایه‌گذاری خارجی جذب و روند احیای اقتصادی را تسریع کند.

پیشرفت تاریخی
چشم‌انداز گسترش کریدور اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان یک تحول ناگهانی نیست، بلکه نتیجه سال‌ها تعاملات دیپلماتیک، هم‌سویی سیاسی و اهداف منطقه‌ای است. از میانه دهه ۲۰۱۰، افغانستان به‌طور پیوسته تمایل خود را برای ادغام در ابتکار کمربند و جاده چین اعلام کرده است. این روند در سال‌های بعد نیز ادامه یافت. در سال ۲۰۱۷، افغانستان به‌طور رسمی به بانک سرمایه‌گذاری زیربنایی آسیا (AIIB) پیوست؛ اقدامی که کشور را بیشتر با استراتژی اقتصادی چندجانبه چین همسو کرد. اداره طالبان نیز پس از به‌دست گرفتن قدرت در سال ۲۰۲۱، حمایت خود از گسترش CPEC را ابراز کرد. تا سال ۲۰۲۲، حمایت‌های سطح بالا از سوی پاکستان، این روند را بیش‌ازپیش تقویت نمود.
در سال ۲۰۲۳، چین مواضع خود درباره افغانستان را در یک سند رسمی با عنوان موضع چین درباره مسئله افغانستان بیان کرد. در این بیانیه، چین بار دیگر بر تعهد خود به صلح و بازسازی افغانستان مبتنی بر اصل عدم مداخله تأکید نمود و از گذار افغانستان از کشوری محصور در خشکی به کشوری پیوندخورده با منطقه از طریق مشارکت در پروژه‌های ابتکار کمربند و جاده حمایت کرد. گسترش دهلیز اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان اهمیت راهبردی و اقتصادی قابل‌توجهی برای چین دارد. این ادغام پتانسیل تغییر در دیپلماسی منطقه‌ای، منافع اقتصادی و اولویت‌های امنیتی چین را به شکل معناداری داراست و نه تنها اهرم ژئوپولیتیکی ایجاد می‌کند، بلکه منافع توسعه‌ای بلندمدت نیز به همراه خواهد آورد.

ترویج صلح و امنیت منطقه‌ای
چین، ثبات افغانستان را برای حفظ صلح در مرزهای غربی خود، به‌ویژه در منطقه خودمختار اویغور سین‌کیانگ، حیاتی می‌داند. دهه‌ها جنگ، تروریسم، قاچاق مواد مخدر و حکمرانی شکننده در افغانستان، تهدیدات واقعی برای مناطق همجوار ایجاد کرده است. استراتژی چین برای تشویق توسعه از طریق سرمایه‌گذاری اقتصادی، با این دیدگاه همخوانی دارد. با این گسترش، چین می‌تواند مسیری برای صلح ارائه دهد که بر توسعه زیرساخت‌ها، ایجاد اشتغال و ادغام منطقه‌ای استوار است.
مشارکت اقتصادی همچنین می‌تواند نقش پیشگیرانه‌ای ایفا کند و انگیزه‌های فعالیت‌های غیرقانونی را کاهش دهد. در افغانستان، جایی که تولید تریاک بخش مهمی از اقتصاد زیرزمینی بوده است، فقر و نبود جایگزین‌های قانونی بسیاری را به تجارت مواد مخدر سوق می‌دهد. تسهیل رشد اقتصادی مشروع از طریق پروژه‌های تحت رهبری چین می‌تواند به‌تدریج محرک‌های اجتماعی و اقتصادی بی‌ثباتی را کاهش دهد. تقویت بنیان‌های اقتصادی افغانستان نه تنها به معنای افزایش رفاه، بلکه زمینه‌ای که اغلب ایدئولوژی‌های افراطی در آن ریشه می‌گیرند را نیز کاهش می‌دهد. این اقدامات مستقیماً به نفع چین است، زیرا احتمال گسترش تهدیدات امنیتی به مرزهای آن را کاهش خواهد داد.

گسترش دسترسی و نفوذ ابتکار کمربند و جاده به سمت غرب
موقعیت جغرافیایی افغانستان، می‌تواند به نقطه ترانزیتی حیاتی در چارچوب ابتکار کمربند و جاده (BRI) تبدیل شود. گسترش CPEC به داخل افغانستان به چین این امکان را می‌دهد تا چشم‌انداز اتصال خود را به‌سمت غرب، تا ایران، ترکیه و حتی اروپا پیش ببرد.
نیازهای زیربنایی برای تحقق این چشم‌انداز گسترده است. ساخت جاده‌ها، خطوط ریلی، تأسیسات مرزی و شبکه‌های دیجیتال، شرکت‌های چینی را درگیر نموده و فرصت‌های شغلی جدیدی برای شهروندان افغان ایجاد می‌کند. چنین توسعه‌ای همچنین می‌تواند خطرات مربوط به نقاط گلوگاهی دریایی مانند تنگه مالاکا را کاهش دهد. این اقدامات، استراتژی‌ مبتنی بر بینش ژئوپولیتیکی بلندمدت و رویکرد واقع‌گرایانه اقتصادی را نشان می‌دهد.

تقویت همکاری اقتصادی چین و افغانستان
منابع طبیعی افغانستان همچنان یکی از کم‌استفاده‌ترین منابع این کشور به شمار می‌رود. با برآورد حدود ۳ تریلیون دلار معادن دست‌نخورده شامل لیتیوم، عناصر کمیاب و مس، این کشور پتانسیل تبدیل شدن به تأمین‌کننده کلیدی برای صنایع شکل‌دهنده قرن بیست‌ویکم را داراست. تسلط چین در تولید انرژی پاک، به‌ویژه خودروهای برقی و فناوری باتری، انگیزه قوی برای تأمین منابع جدید مواد خام به این کشور می‌دهد. با این حال، محدودیت‌های داخلی افغانستان، از جمله کمبود زیرساخت‌ها و نگرانی‌های امنیتی، پیشرفت را متوقف کرده است. از طریق گسترش CPEC، شرکت‌های چینی می‌توانند استخراج مسئولانه منابع را تسهیل کنند و هم سرمایه مالی و هم دانش فنی را ارائه دهند.
فراتر از منابع طبیعی، افغانستان یک بازار صادراتی نوظهور برای کالاهای چینی نیز محسوب می‌شود. اگرچه ظرفیت فعلی محدود است، اما در آینده به شرط ثبات، احتمالاً افغانستان شاهد افزایش تقاضا برای طیف گسترده‌ای از کالاها، از جمله لوازم الکترونیکی مصرفی تا مصالح ساختمانی خواهد بود.
تقویت نفوذ ژئوپولیتیکی چین
مشارکت چین در افغانستان به این کشور امکان می‌دهد تا دستورکار توسعه منطقه را در مرحله پساجنگ شکل دهد. این نقش، اعتبار چین را به‌عنوان یک قدرت جهانی سازنده که حاضر به سرمایه‌گذاری در صلح و بازسازی بلندمدت است، افزایش می‌دهد. دیپلماسی مبتنی بر توسعه زیرساخت‌ها به ابزار قدرت نرم تبدیل شده و به پکن اجازه می‌دهد خود را به‌عنوان جایگزینی پایدار در مقابل رویکردهای غربی که اغلب راه‌حل‌های نظامی را در اولویت قرار داده‌اند، معرفی نماید.
این تلاش‌ها نقش چین را نه تنها به‌عنوان یک تأمین‌کننده مالی، بلکه به‌عنوان هماهنگ‌کننده همکاری منطقه‌ای تقویت می‌نماید. با پیشرفت آینده افغانستان، نفوذ چین که از طریق جاده‌ها و خطوط ریلی ایجاد شده می‌تواند به‌عنوان نمونه‌ای از دیپلماسی اقتصادی با پیامدهای گسترده برای جایگاه جهانی این کشور عمل نماید.

چالش‌ها و فشارها
با وجود حرکات سیاسی، اجرای عملی گسترش کریدور اقتصادی چین–پاکستان (CPEC) به افغانستان با چالش‌های ریشه‌دار قومی، مذهبی و ژئوپولیتیکی روبه‌رو است که می‌تواند پیشرفت را کند یا متوقف نماید. چشم‌انداز قومی و فرقه‌ای افغانستان به‌طور استثنایی پیچیده است. این جوامع نه تنها به لحاظ جغرافیایی پراکنده‌اند، بلکه از نظر نفوذ سیاسی، گرایش‌های مذهبی و سوابق تاریخی نیز متفاوت هستند.
تفرقه‌های جناحی به‌طور عمیق در جامعه افغانستان ریشه دارد. حتی در درون گروه‌های قومی، وابستگی‌های قبیله‌ای و طایفه‌ای جهت‌گیری سیاسی و توزیع منابع را تعیین می‌کند که بدون یک مرجع مرکزی قدرتمند یا حکمرانی محلی قابل اعتماد، ابتکارات زیرساختی ممکن است به تأخیر افتاده یا توسط جناح‌های رقیب خرابکاری صورت گیرد.
چالش‌های مداوم مرتبط با اقتصادهای غیرقانونی، از جمله قاچاق مواد مخدر و اسلحه، چشم‌انداز امنیتی منطقه را پیچیده‌تر می‌کند. افغانستان از دیرباز تولیدکننده عمده تریاک بوده و این شبکه‌ها اغلب خارج از هر مرجع مرکزی عمل می‌کنند. حضور این ساختارهای بازار سیاه نه تنها مشروعیت اقتصادی را تضعیف می‌نماید، بلکه زیرساخت‌ها را نیز در معرض خطر مداخله جنایی و بی‌ثباتی قرار خواهد داد.
ضعف اقتصادی نیز محدودیتی شدید می‌باشد. اقتصاد افغانستان در وضعیت بحرانی طولانی‌مدت قرار دارد، با نرخ بالای بیکاری، تورم و ظرفیت صنعتی محدود. این شرایط، موانع عملی مانند عدم توانایی در نگهداری زیرساخت‌های پشتیبان، کمبود تخصص فنی محلی و سیستم‌های مالی ناکافی برای مدیریت کارآمد ورودی و توزیع سرمایه‌گذاری‌ها را برای اجرای پروژه ایجاد می‌کند. فرار سرمایه انسانی، به‌ویژه میان متخصصان تحصیل‌کرده، توانمندی‌های نهادی لازم برای همکاری پایدار را کاهش می‌دهد.

چشم‌اندازها و راهبردها

چشم‌انداز ادغام
دلیل راهبردی برای گسترش کریدور اقتصادی چین–پاکستان به افغانستان، قوی و چندوجهی است. افغانستان به‌عنوان کشوری محصور در خشکی با زیرساخت‌های حمل‌ونقل، انرژی و دیجیتال کمتر توسعه‌یافته، می‌تواند از ادغام در اتصال منطقه‌ای به‌طور قابل توجهی بهره‌مند شود. با پیوستن به CPEC، افغانستان می‌تواند انتقال خود را از یک دولت آسیب‌دیده و منزوی به مرکز حیاتی تجارت و ترانزیت سرعت بخشد و ارتباط میان آسیای مرکزی، آسیای جنوبی و خاورمیانه را برقرار کند. دسترسی به کریدورهای بین‌المللی، زیرساخت‌های مدرن و انرژی فرامرزی، نه تنها بازسازی افغانستان را پشتیبانی نموده، بلکه منابع جدید درآمد، اشتغال و سرمایه‌گذاری خارجی را نیز آزاد می‌سازد.
انگیزه‌ها برای چین و پاکستان نیز به همان اندازه قوی است. برای چین، گسترش CPEC به افغانستان فرصتی برای توسعه ابتکار کمربند و جاده (BRI) به سمت غرب، افزایش نفوذ ژئوپولیتیکی و تأمین دسترسی به منابع و مسیرهای تجاری استراتژیک فراهم می‌کند. این اقدام، جایگزینی زمینی کوتاه‌تر و امن‌تر برای زنجیره‌های تأمین دریایی ارائه می‌دهد. برای پاکستان، افغانستانی پایدار و اقتصادی یکپارچه می‌تواند امنیت داخلی‌اش را تقویت، تجارت منطقه‌ای را گسترش و همکاری سه‌جانبه با چین را مستحکم نماید.
چشم‌انداز بلندمدت نه تنها به زیرساخت‌ها بلکه به حکمرانی فراگیر و مشارکت جامعه نیز بستگی دارد، از این رو، رویکرد مشارکتی که بزرگان قبیله، رهبران محلی و فعالان جامعه مدنی را در برنامه‌ریزی و اجرا درگیر نماید، ضروری است. این شبکه‌ها نفوذ قابل توجهی در چشم‌انداز اجتماعی-سیاسی افغانستان دارند و باید نه به عنوان موانع بلکه به‌عنوان شرکا، دیده شوند. همراه با سرمایه‌گذاری‌های هدفمند در خدمات عمومی مانند بهداشت، دسترسی به انرژی و آموزش حرفه‌ای، این رویکرد می‌تواند اعتماد عمومی ایجاد نموده و مشروعیت کریدور را از پایه تقویت کند. اگر این گسترش با آینده‌نگری، همکاری منطقه‌ای و برنامه‌ریزی هدایت شود، می‌تواند به موتور تحول‌آفرین صلح، ثبات و رفاه در سراسر منطقه وسیع‌تر تبدیل گردد.

نتیجه‌گیری
همان‌طور که این مطالعه نشان داده است، موقعیت جغرافیایی افغانستان ارزش راهبردی قابل توجهی دارد و آن را به یک مسیر بالقوه برای تجارت و اتصال میان آسیای مرکزی و جنوبی تبدیل می‌نماید. اگر این ادغام موفقیت‌آمیز باشد، افغانستان می‌تواند به پل اقتصادی در چارچوب ابتکار کمربند و جاده (BRI) تبدیل شود. برای چین و پاکستان، این گسترش با اهداف ژئوپولیتیکی و اقتصادی گسترده‌تر ه استا است. برای افغانستان، این یک فرصت نادر برای جذب سرمایه‌گذاری خارجی، بهبود زیرساخت‌ها و بازسازی اقتصادی است. با این حال، این فرصت‌ها با ریسک‌های قابل توجهی مانند بی‌ثباتی سیاسی، حکمرانی شکننده، تهدیدات امنیتی و پیامدهای ماندگار دهه‌ها جنگ متوازن شده‌اند.
تحقق این چشم‌انداز نیازمند فراتر رفتن از صرفاً سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌هاست و یک استراتژی جامع و فراگیر مبتنی بر اجرای مرحله‌ای، همکاری چندجانبه و مالکیت محلی ضروری است. موفقیت بستگی به تمایل تمامی طرف‌ها برای سرمایه‌گذاری نه تنها در منابع مالی بلکه در اعتماد و تعهد بلندمدت دارد. بازیگران منطقه‌ای باید ثبات و شفافیت را در اولویت قرار دهند، در حالی که جوامع محلی باید به‌عنوان ذی‌نفعان فعال درنظر گرفته شوند و نه ناظران منفعل. اگر این گسترش با دوراندیشی راهبردی، حساسیت فرهنگی و چارچوب دیپلماتیک انعطاف‌پذیر هدایت شود، ادغام CPEC به افغانستان می‌تواند به شتاب‌دهنده صلح، یکپارچه نمودن اقتصادی و توسعه پایدار در سراسر منطقه تبدیل شود. مسیر پیش رو نامطمئن است، اما با پایداری، عمل‌گرایی و همکاری، وعده تغییرات تحول‌آفرین را در خود داراست.

مرجع:ResearchGate
این متن صرفا جهت اطلاع‌رسانی و انعکاس دیدگاه‌های پژوهشگران و منابع مختلف منتشر شده و انتشار آن به معنای تایید کامل محتوا از سوی مرکز مطالعات راهبردی باختر نیست.